محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
478
خلاصة الحكمة ( فارسى )
جنس پنجم از ستّه ضروريه حركت و سكون نفسانىاند كه صادر از قواى نفس باشند . [ وجه ضروت حركت و سكون نفسانى ] : جهت آنكه نفس - بنا بر مذهبى - نظر به ذات خود حركتى و سكونى ندارد ، و نظر به امر معيشت و تحصيل ضروريات بدنيه مضطرّ است به سوى حركات « نفسانيه » كه در ارواح و قوا واقع شود و به سوى حركات « بدنيه » كه به توسّط آنها اعضاء را نيز به حركت درآورد . و حركات نفسانيه - مانند حركت شهويه و غضبيه - براى جلب نافع و دفع موذى ، لازم و ضرورى نفس حيوانىاند . و [ از طرف ديگر ] چون روح - چنان چه ذكر يافت - حارّ لطيف سريع التّحليل است ، پس اگر دائم و مستمر در حركات باشد و سكون آن را نباشد ، هر آينه بالكلّيّة به تحليل مىرود و فانى مىشود ؛ پس محتاج است به سوى « سكونى » كه در [ اثر ] آن [ سكون ] ، مجتمع گردد در ينبوع خود و در آن اجتماع ، او را توفيرى و مزيتى و تقويتى حاصل گردد ؛ تا آنكه تواند باز حركت نمايد . و سبب « حركتِ » آن ، آن است كه نفس را عارض مىگردد انفعالات از امر « مرغوب » ملايم كه طالب و جالب و مايل آن مىباشد كه در آن تكميل و ابقاء خود را مىيابد ، و از امر « منافر » و مبغض و مكره كه هارب و گريزان از آن مىباشد كه به فقدان « 1 » و افناء خود [ را ] در آن مىبيند . و در هر دو امر به اضطرار در حركت مىآيد : اوّل ، حركت شوقى نزوعى انبساطى [ است ] براى جلب و اخذ امر مرغوب ملايم ؛ مانند حركت به سوى محبوبى و امر مرغوبى هر چه باشد و حسن و كمال و بقاء خود را در آن بيند و به فرح و اهتزاز آيد . دوم ، حركت انقباضى ، به سبب منافرت و مخالفت از آن بگريزد ؛ مانند آن كه دشمنى
--> ( 1 ) . ب : كه نقصان .